|
|
|
|
|
8- پس از طلوع اسلام که عامل ایجاد تحرک تدریجی حیات متمرکز در شرق میانه بود، به ایران نیز نیروهایی به صورت مهاجر از اطراف مرزهایبیرونی، وارد میشوند و زیستگاههایی عمدتا با حالت دفاعی که ناشی از هراس آنان در برخورد با بقایای سوخته و تخریب شدهی تجمعات بومی و منهدم شده پیش از حادثه پوریم بود، در قلاعی بر بلندیها ساکن شدهاند. مردم کنونی خطهی ایران، دنبالهی این مهاجراناند که در دوران پس از اسلام و در سایهی حیات و حمایت اسلامی، به تدریج وارد این کشور شدهاند. 9- یهودیان، با هدف پنهان نگاه داشتن ارتکاب به آن قتل عام وسیع، در دوران جدید، برای ایران تهی از سکنه، تاریخهای جاعلانه متعدد نوشته و در آنها، جاعلانه کوشیدهاند که سراسر دوران تاریخی ایران را مملو از جوشش حیات و نمایههای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ... نمایش دهند. 10- حاصل این اقدام برنامهریزی و دورانبندی شده آنان و نیز به سبب بیخبری ناشی از جدید الورود بودن اقوام مهاجر، منجر به اوضاع کنونی شده است که مردم ایران در حال حاضر کمترین اطلاع درستی از حقایق تاریخی و فرهنگی خویش ندارند و در میان مردابی از دروغهای یهود ساخته دست و پا میزنند. مجموعه تلاشهای نوشتاری آقای پورپیرار که به هزاران صفحه مطالب منتشر شده به صورت کتاب و مقالات وبلاگی و مصاحبهها سر میزند، در کار اثبات این نادرستیها در تاریخ ایران است که یکی از موثرترین اقدامات ایشان در این راه، همکاری در تولید یک مستند بسیار ارزنده با همکاری گروهی از دانشجویان مستند ساز به سرپرستی استاد مجتبی غفوری از تختجمشید است که موجب بیداری و تحسین عمومی شده است. پوریم چیست ؟ لغت پوریم، واژهای عبری و به معنی قرعهکشی است. پس از قتل عام پوریم تجمع دوباره اجتماعی در ایران چه گونه و از چه زمان شکل گرفت؟ در فاصله میان رخداد پوریم، که هستی و حیات سی ملت و قوم پیشرفته در ایران را، که فهرست نام آنان در کتیبهی بیستونی داریوش آمده است، به طور کامل متوقف کرد، تا طلوع اسلام، جز آثار بسیار اندک ولی مطمئنی از حضور یونانیان، که پس از شکست از رم و سوخته شدن آتن، قریب پنج قرن در این سرزمین به صورت مهاجر زیسته و به دنبال آزاد شدن سرزمینشان، به یونان باز گشتهاند. هیچ گونه نشانهای از حضور انسان و علامتی از تجمع و تمدن در هیچ مقیاسی در ایران پس از پوریم از نظر باستانشناسی دیده نشده است و بدون کمترین تردیدی میتوان مدعی شد که ساکنان و بومیان کهن ایران که در کوششی پنج هزار ساله، تمدن و تفکر و تولید را در این قسمت جهان پایه گذارده بودند، در نسلکشی کامل پوریم به کلی و کاملا نابود شدهاند. تصاویر کنونی از تجمع اقوام گوناگون در حواشی اطراف و در درون مرزهای کنونی ایران و نیز فاصله بسیار بلند جغرافیایی و مظاهر زیستی میان ساکنان ایران کنونی، نشان میدهد که این مردم، پس از اسلام و بدون برقراری پیوندهای تاریخی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در حواشی باریکی از نوارهای مرزی ایران، با هویتی کاملا وابسته به ملتهای اطراف، کلنیهایی را بر بلندیها پایهگذارده و حتی تاکنون از شناخت حقوق رسمی یکدیگر و برقراری روابط اجتماعی گسترده بازماندهاند و این خود کاملا و به صورتی قانع کننده اعلام میکند که روابط بومی و ملی و منطقه ای ساکنان کهن ایران، در ماجرای پوریم، کاملا به پایان رسیده و مقطوع شده است. در واقع، قلعه نشینی، اولین نشانهی آغاز حیات انسانی در منطقهی ایران کنونی است که از زمان طلوع اسلام تا زمانی که به نام صفویه میشناسیم، برقرار بوده که موضوع صفویه، خود به بحث مستقل دیگری نیازمند است. حملهی اسکندر و اعراب و مغول اثبات وقوع نسلکشی پوریم که از مناظر و با مراجعه به اسناد متعدد و متنوع ممکن است، به گونهای روشن معلوم میکند که وسعت آن قتلعام، در حدی بوده است که از پس آن آدمکشی بیمنتها، تا قرون طولانی، آثاری از تجمع و تمدن در سرزمینهای پوریمزده، که پیش از آن حادثه، در مرتبهی بسیار ممتازی از تمدن و تولید و درک مکاتب صنعتی و هنری میگذراندهاند، دیده نشده است. بر این اساس، مسلم است که مسلمان عرب، در قرن اول هجری، کمترین انگیزهای برای حمله به ایران خالی از سکنه نداشته است و اگر بنا را بر غارت ایران به وسیلهی مسلمانان، بنا بر اقوال تاریخی موجود بگذاریم، لااقل باید نشانههایی از ثروت ملی ایرانیان، به هر صورت ممکن، ارائه دهیم که مطلقا نا ممکن است و حتی اگر همین سکههای قلابی عهد ساسانی را نیز در آن زمان رایج بگیریم، باز هم خود نشانهای از فقر مطلق ملی حساب میشوند و معلوم میکنند که محدودیت دارایی در ایران، در چنان سطحی بوده است که حتی سکهی کوچکی از طلا نیز در ایران پس از پوریم تا عهد قاجار نیافتهایم. حقیقت اینکه در هیچ نقطهای از ایران، کمترین نشانهای از امکانات زیر بنایی برای تولید و تجارت و توزیع، از قبیل بازار و کاروان سرا، تا زمان صفویه دیده نشده است و اثری از نیازهای ضروری برای تجمع متمدن نظیر خانههای اشرافی و گرمابه و حمام و پل، پدیدار نیست. بنا بر این، برای سرباز مسلمان که رسالت اولیه و مقدم او، ابلاغ آیات قرآن بوده است، چنین سرزمینی که نشانهای از حیات اجتماعی در آن دیده نمیشود، جای مناسبی برای فعالیت نظامی به هر شکل و صورتی نبوده است. همچنین بر اساس مستندی که از تخت جمشید با نام «تختگاه هیچکس» ، اثر استاد مجتبی غفوری تهیه شده و از همین سایت نیز قابل Download رایگان و یا ارسال با پست است و مضمون و محتوای آن را نامهی رسمی سازمان نظام مهندسی کشور نیز تایید میکند، حتی ساخت قدیمترین بنای تاریخی ایران یعنی تخت جمشید هم، پس از قتل عام پوریم، هرگز به پایان نرسیده و از نظر فنی، قابل آتش زدن نبوده است. چنانکه در حال حاضر نیز، اندک نشانهای از بقایای آتشسوزی در آن نیست. بدین ترتیب، یهودیان که در ماجرای پوریم، تمدن ممتاز شرق میانه را نابود کردهاند، با ترفندهای متعدد، عوارض و آثار این تخریب را بر دوش ماجراهای تاریخی رخندادهای چون حملهی اسکندر و اعراب گذاردهاند. با همین تفسیر و با طرح همین ادلهی محکم، طبیعی است که ماجرای حملهی مغول به ایران نیز به بخش دیگری از این سریال دروغ در تاریخ نویسیهای کنونی برای ایرانیان تبدیل میشود؛ زیرا نه فقط تاکنون هیچ سندی دال بر وجود قومی به نام مغول در ایران به دست نیامده، بل در زمان مورد ادعا، هنوز کوچکترین نمایهای از هستی ملی قابل غارت و حتی قابل زیست، در ایران دیده نمیشود. بدین ترتیب، تالیف تاریخهای کنونی که غالب مولفین آن یهودیاند، جز برداشتن بار قتلعام پوریم از دوش یهودیان و تقسیم علت ویرانیهای وسیع حاصل از آن، بر دوش اسکندر و مسلمین و مغول نیست. چنانکه داستانهای دیگری در باب آتش زدن کتابها و کتاب خانهها با توجه به مبحث بنیانی بالا به قصد آلودن تاریخ اسلام و مردم مسلمان، به همت مورخین وابسته به کنیسه و کلیسا تدارک شده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:51 توسط آيدين قشقايي
|
|
||